• ایران ،استان تهران
  • 6204 8801 021
  • info@irpa.ir

از برنامه تا بودجه منهای مدیریت

دکتر حمیدرضا نایبی* در یادداشتی به بررسی ضرورت احیای مجدد سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پرداخته است.

یکی از اولین واژه هایی که در زمینه مدیریت آموختم همان هفت وظیفه مدیریت است که عبارتند از:

POSDCORB

Planning, Organizing, Staffing, Directing, Coordinating, Reporting and Budgeting.

لطفا به توالی منطقی و کاملا فنی این حروف دقت کنید چون  پیام خیلی جالبی دارد:

برنامه ریزی --> سازماندهی --> تجهیز نیرو --> تعیین الگوی رهبری --> تعیین نظام هماهنگی و ارتباطات --> تنظیم نحوه گزارش دهی و در پایان که تکلیف 6 موضوع کلیدی قبلی معلوم شد آن وقت  ---> بودجه ریزی.

با الهام گرفتن از مطلب فوق، اصولا پس از تدوین برنامه باید کار مدیریتی انجام پذیرد جهت حصول اطمینان از اجرا پذیر بودن برنامه و در آخر که بهترین رویکرد اجرایی با کارایی مطلوب مشخص شد آنوقت بودجه ریزی انجام می شود تا مطمئن باشیم پول اضافه بابت ناکارآمدی در اجرا نمی پردازیم .

حالا یک نگاه بیاندازیم به ساز و کار مدیریت امور در دولت ایران طی چندین دهه گذشته ...

برنامه را سازمانی به اسم «سازمان برنامه و بودجه کشور» تهیه می کند (البته بیشتر برنامه میان مدت پنج الی شش ساله را تهیه می کند و کمتر برنامه های عملیاتی سالانه دیده شده است)، سازمانی که بنا بر مقتضیات زمانه جهت اجرای طرح مارشال تشکیل شده است و ریشه در تاریخ خودش دارد و آنوقت بدون طی شدن پنج گام بعدی و اجرا پذیر ساختن برنامه ها بلافاصله بودجه را هم همان سازمان تخصیص می دهد، و از روی پنج گام دیگر که می بایستی توسط نهاد دیگری که «سازمان اداری و استخدامی کشور» نامیده می شود انجام شود پرش می کنیم و بدون حصول اطمینان از بهینه بودن و مورد تأیید بودن ساز و کار مدیریتی اجرای برنامه ها بودجه تخصیص داده می شود ... سازمان اداری و استخدامی کشور نیز نهاد دیگری است که مسئول تدوین ضوابط مدیریت صحیح امور و نظارت بر حسن رعایت ضوابط در دولت است  که آنهم ریشه در تاریخ خودش دارد با خواستگاه و فرآیند شکل گیری دیگری.

و حالا شما خود بخوانید حدیث مفصل از این ماجرا و آنچه طی چندین دهه بر سر مدیریت اعتبارات در دولت ایران آمده است. اگر بپذیریم که فعالیت های دولت صرف گشودن گره ها و کاشت نهال های رشد اقتصادی و اجتماعی ایران می شود در آنصورت انتظار می رود که اگر دولت یک میلیارد تومان هزینه می کند تولید ناخالص داخلی به مراتب بیشتر افزایش یابد و به گفته دیگر نسبت بودجه عمومی به تولید ناخالصی داخلی در میان مدت و دراز مدت کاهش یابد. اما متاسفانه آمار عکس آنرا تأیید می کند و این نسبت مستمرا بین سال های 1393 تا 1397 مشابه با سال های 1385 تا 1390 افزایش یافته است و تفاوت معنی داری پس از 10 سال هم پیدا نکرده است.

اولا که این هفت مرحله یکپارچه است و علی القاعده می بایستی توسط یک نهاد به نام مدیریت و برنامه ریزی کشور انجام پذیرد در حالیکه در ایران دو سازمان ابر قدرت برای این کار وجود دارد بدون آنکه یکپارچگی بین آنها باشد.

ثانیا 5 گام کلیدی از این 7 گام از جنس اداری و مدیریتی است و فقط 2 گام برنامه و بودجه ای است و به گفته دیگر وزن فعالیت های مدیریتی به مراتب بیشتر از برنامه ریزی است، اما در ایران تناسب اهمیت این دو نهاد به گونه دیگری است و مدل همکاری تعریف شده ای هم در بین آنها وجود ندارد، حداکثر اینکه سازمان اداری و استخدامی بودجه اش را از برنامه و بودجه می گیرد و تشکیلات و پست سازمانی به سازمان برنامه و بودجه می دهد، همین و بس.

با این توضیحات جدایی این دو سازمان مانند جدایی برلین غربی از برلین شرقی است که پس از برداشته شدن دیوار برلین به طور طبیعی هر دو.نیمه یکدیگر را پیدا کردند، اما بر عکس در ایران هر چه در دوران دولت اصلاحات با ادغام دو نهاد و تشکیل سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور سعی شد این دو به هم برسند نشد که نشد، در دولت های نهم و دهم هم این نهاد نو.پا که هنوز متزلزل و شکننده بود منحل شد و با تبدیل شدن به دو معاونت رئیس جمهور تنزل جایگاه پیدا کرد و آخر هم با تدبیر دولت یازدهم و تشکیل مجدد این دو نهاد بازگشتیم به تجربه دهه هفتاد و همه امیدهای پیوند ارگانیک این دو نیم پیکر به نا امیدی محض تبدیل شد و مجددا کشور بایستی به مانند دهه های گذشته هزینه سنگین این جدایی را بپردازد.

این در حالی است که کشورهایی که در روزگاری این دو نهاد را از آنها به ارث بردیم هم اکنون بیش از سه دهه است که این دو نهاد را ادغام کردند و یک نهاد عهده دار مدیریت و برنامه ریزی کشور شده است.

در آمریکا اداره مدیریت و بودجه زیر نظر کاخ سفید فعالیت می کند ، Office of Management and Budget

یا در فیلیپین که کشور منتخب سازمان بهره وری آسیایی برای  توسعه و ترویج دولت دارای مدرن و بهره ور است اداره بودجه و مدیریت وجود دارد.

Dept. Of Budget and Management

نظر شما در این ارتباط چیست ؟

چه ایده و پیشنهادی برای پیوند مجدد این پیکره دو نیم شده و بهره مند شدن کشور از مزایای هم افزایی آنها دارید؟

 

* نظرات مطرح شده لزوما منعکس کننده دیدگاه های انجمن بهره وری ایران نیست