• ایران ،استان تهران
  • 6204 8801 021 - 6313 8801 021
  • info@irpa.ir

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/irpair/public_html/plugins/system/helix3/core/classes/menu.php on line 89

واکاوی فرهنگیِ نابهره‌وری

معاون رئیس جمهور در دهمین همایش ملی بهره وری ایران به واکاوی دلایل نابهره ور بودن کشور از منظر فرهنگی پرداخت.

 

 

به گزارش روابط عمومی انجمن بهره وری ایران، جمشید انصاری، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور در پیامی تصویری که به دهمین همایش ملی بهره وری فرستاده، به واکاوی سه مساله در نابهره وری کشور از منظر فرهنگی پرداخت که مشروح آن به شرح ذیل است:

امروز با توجه به دستاوردهایی که در توجه به امر بهره وری و ترویج آن در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود داشته، در اهمیت و ضرورت بهره وری و پرداختن به آن تردیدی نیست، در واقع بهره وری یک ضرورت برای شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای دنیا حساب می آید. به ویژه در رقابت های اقتصادی بین المللی و رقابت بین بنگاه ها در سطوح ملی، بنگاه هایی که بیشتر به این مقوله توجه می کنند، از موفقیتی بیشتری برخوردارند.

در خصوص مفهوم بهره وری هم به نظر می رسد که امروز کمتر مناقشه ای از سوی صاحبنظران، اندیشمندان و همین طور مراجع و منابع رسمی وجود دارد و تعاریف قابل قبولی از این مفهوم ارائه شده است. از این تعریف ساده که بهره وری را استفاده مناسب و کارآمد از نیروی کار و سرمایه در فرآیند تولید کالا و خدمت می داند تا مفهوم متداولی که از سوی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) ارائه شده و بهره وری را ترکیب از کارآیی به معنای درست انجام دادن کار و اثربخشی به معنای کار درست انجام دادن یا عبارت ساده تر کار درست را به روش درست انجام دادن می داند.

هر چند تعاریف و مفاهیم دیگری هم از بهره وری مطرح شده است، اما به نظر می رسد که یک اشتراک مفهومی بین صاحبنظران این عرصه وجود دارد و علاوه بر ضرورت ارتقای بهره وری، در مفهوم بهره وری نیز مناقشه خاصی وجود ندارد.

عواملی هم بر بهره وری موثر هستند. به نظر می رسد در سطح نظری هم در این زمینه اختلاف نظری وجود ندارد، همه نیز قبول دارند که عوامل موثر بر بهره وری به میزان بالایی شناخته شده هستند و نقش و تاثیر هر کدام از آنها در ارتقای بهره وری مشخص است.

نقش سیاست های کلان اقتصادی، رقابت پذیری، توسعه انسانی و پیشرفت علمی بر بهره وری مورد توجه اکثر صاحبنظران است و در کنار آن نقش اقتصاد دانش بنیان، فناوری های نو به ویژه فناوری اطلاعات، نوآوری، سرمایه گذاری خارجی، بخش خصوصی توانمند و به ویژه نیروی انسانی مدیریت کارآمد بر بهره وری موثر است.

 با این مقدمه که ارائه شد یک سوال ساده مطرح است. چرا با وجود اینکه نه در ضرورت بهره وری تردیدی وجود دارد و نه در مفهوم آن مناقشه و اختلاف نظری هست و نه عوامل موثر بهره وری عوامل ناشناخته ای هستند، پس چرا توجه به این مفهوم و برنامه ریزی برای ارتقای آن تا این میزان مورد بی عنایتی است و در واقع می توان گفت چه کشور ما در سطح کشورها و چه در سطح بنگاه ها تفاوت های جدی در میزان توجه به این مفهوم را شاهد هستیم؟

زمانی که ضرورت موضوعی قطعی بوده و مفهوم آن مشخص است و عواملی هم که باید در ارتقای آن مورد توجه قرار بگیرد، تقریبا شناخته شده و تاثیر هر کدام از آنها معین و مشخص است، شاید دلایل دیگری وجود داشته باشد که باید به شناسایی آن دلایل آسیب شناسی علت بدکارکردی برنامه هایی که در این زمینه در کشورها به ویژه در کشور ما وجود داشته، پرداخته شود.

این همایش، انجمن بهره وری ایران و دیگر نهادهایی مدنی که در عرصه ترویج و توسعه بهره وری فعالیت می کنند، بخش خصوصی کشور که وظیفه ارتقای بهره وری و واحدهای تحت تصدی و مسئولیت خود را بر عهده دارد، دستگاه های اجرایی و دولتی کشور، سازمان اداری و استخدامی که نقش طراحی و استقرار نظام های مدیریتی متناسب با برنامه های توسعه، بهبود و بهسازی نیروی انسانی دولت و راهبری نظام اداری را برعهده دارد و همین طور سازمان ملی بهره وری ایران که یک وظیفه ستادی را برای پیشبرد امر بهره وری هم در بخش دولتی و هم در بخش ستادی برعهده دارد، همه وظیفه دارند که به آسیب شناسی و شناسایی دلایلی که به عدم پیشرفت این امر مهم در کشور منجر شده بپردازند.

با وجود پیش بینی هایی که در برنامه های مختلف توسعه اقتصادی و حتی سیاست های کلی برنامه های سوم، چهارم، پنجم و ششم توسعه و سیاست های کلی در حوزه اقتصاد و اقتصاد مقاومتی به این موضوع اشاره شده است، همه قبول دارند که توفیقات در این زمینه قابل قبول و قابل توجهی نبوده است. حتما شناسایی این دلایل و چاره اندیشی برای آنها می تواند کار ما را در آینده به نتایج و ثمرات بهتری برساند.

قصد ندارم به همه این دلایل اشاره کنم، اما به تناسب با وظیفه و مسئولیت خود و به سبب ضرورت توجه بیشتر به حوزه هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، یعنی حوزه ای که بیشتر در بستر فرهنگی جامعه اتفاق می افتد، به چند دلیل مهم اشاره می کنم.

 

کار در جامعه ما ارزش نیست

نکته اول آنچه که مشخص است کار و تلاش در کشور و جامعه ما بصورت یک ارزش تلقی نمی شود. ممکن است در صحبت هایی که مطرح می شود از این عبارت و عبارتهای مشابه زیاد استفاده می شود، اما وقتی که به رفتارهای فردی و همین طور گروهی مراجعه می شود، مشخص است که کار و تلاش، به میزان لازم جایگاه ارزشمندی در جامعه ایرانی ندارد. این مساله در سطوح مختلف فردی، بنگاه، سازمان، دولت و بخش خصوصی تقریبا وضعیت یکسانی دارد.

تعابیری که در فرهنگ عامیانه شنیده می شوند، به نوعی حکایت از واقعیتهایی دارد. به عنوان مثال وقتی می خواهیم کسی را تمسخر کنیم از تعبیر «سر کار گذاشتن» استفاده می کنیم. یعنی اینکه بگذاریم کسی «کار» کند و دیگران به کار کردن او بخندند یا اینکه بعضا مطرح می شود که «کار برای تراکتور است» یا بسیاری از ما آرزو داریم بدون کار کردن در زندگی موفق شویم و ما بسیار شاهد هستیم که در سطح سازمان های اداری و بنگاه ها، بسیاری، کسانی را که به نظر آنها بیشتر از حد متعارف کار می کنند، مذمت و حتی شماتت می کنند. حتی فردی که زیاد کار می کند، به آن افتخار نکرده و سعی می کند به گونه ای آن را مخفی و از دیگران پنهان کند که بیش از حد متعارف کار می کند.

به هر حال به نظر می رسد که این به عنوان یک مشکل اساسی در کشور ما مطرح است و آرزوی یک زندگی خوب بدون کار سخت و سنگین موضوعی نیست که از گوشه چشم کسی در جامعه ما پنهان باشد و تلاش کردن بیش از حد و مسابقه برای کار بیشتر آن گونه که در بسیاری از جوامع ارزش تلقی می شود، در کشور ما درست نقطه مقابل آن به شمار می آید. چون نیروی کار یک عامل اصلی در ارتقای بهره وری است، تا زمانی که این نگاه و این گرایش در افراد، جامعه و نیروی کار کشور وجود دارد، طبیعی است که بر بسیاری از برنامه ریزی های کشور در ارتقای بهره وری نیز اثرگذار است.

 

تفاوت رفتارهای فردی با رفتارهای عمومی

نکته دوم هم که در همین حوزه و زمینه فرهنگی می توان به آن اشاره کرد، تفاوت هایی است که رفتارهای فردی یا به تعبیری خصوصی با رفتارهای جمعی، گروهی و عمومی ما ایرانی ها دارد. ما در آنچه که به خود ما، زندگی خصوصی، دارایی ها و اموال خصوصی مرتبط می شود، یک رفتار از خود نشان می دهیم و آنجایی که به امکانات، اموال یا دارایی های عمومی مربوط  می شود، رفتارمان متفاوت می شود.

به عنوان مثال بسیاری از خانواده ها بسیار صرفه جو هستند، از وسایل خانگی مثل یخچال یا تلویزیون سال های طولانی استفاده می کنند و اگر هم این وسایل آسیب یا اشکال جزئی می بینند، بارها به تعمیر آن اقدام می کنند. اگر هم این خانواده ها می خواهند برای هزینه های زندگی خود تصمیم بگیرند، بسیار مقتصدانه عمل می کنند و بخش قابل توجهی از درآمدها را پس انداز کرده و حتی برای اینکه آنها را به دارایی ها بهتر و بیشتری تبدیل شود، برنامه ریزی می شود و در حوزه اقتصاد خانواده و اقتصاد منزل برنامه ریزی های مشخصی وجود دارد.

به همین ترتیب اگر قرار است به فرزندان خانواده، پرداختی صورت گیرد این پرداخت ها هم حتی با حساب و کتاب انجام می شود. یعنی خانواده ها در زندگی خود صرفه جو، مقتصد و به تعبیری بهره ور هستند. ولی وقتی که به رفتارهای جمعی و عمومی دقت می شود، بعضا مشاهده می شود که این گونه نیست و در بنگاه ها و ادارات بسیار سریع نسبت به نوسازی امکانات اقدام می شود که هزینه آن از امکانات عمومی انجام می شود. حتی این موضوع که اموالی مازاد وجود داشته باشد و آنها در اختیار دیگران قرار نگیرد، به یک رویه عمومی در نظام اجرایی و اداری ما بدل شده است. حتی برخی از مقررات به گونه ای تدوین شده که مانع از استفاده مضاعف از این امکانات در دیگر نهادها شود.

در واقع هزینه هایی که در نظام اداری صورت می گیرد و همین طور رفتاری که در نگهداری، نوسازی، نحوه استفاده و به کارگیری از امکانات صورت می گیرد و نوع رفتار ما که در این راستا انجام می پذیرد، با رفتار شخصی ما متفاوت است و این نشان می دهد که در مواجهه با اموال شخصی رفتارمان بهره ورانه است و وقتی این گونه نیست، رفتاری بهره ورانه وجود ندارد. اساسا مسابقه ای در سراسر کشور برای استفاده از منابع عمومی در نظام های اداری شکل گرفته تا در یک موعد مقرر همه آنها هزینه شده و به اتمام برسد، وجود دارد و اگر مدیرانی باشند که از سر دلسوزی برای منافع عمومی بخشی از این اعتبارات را هزینه نکرده و به خزانه بازگردانند، مورد سرزنش قرار گرفته و به عنوان یک ضعف مدیریتی تلقی می شود و اساسا در این زمینه به صرفه جویی و استفاده بهینه از امکانات توجه نمی شود.

 

پایین بودن حس «هم سرنوشتی» در جامعه ایرانی

و نکته آخر این که احساس «هم سرنوشتی» در کشور بسیار پایین است. اینکه در جامعه ایرانی در نظر گرفته شود که چه در سطوح مختلف از جمله بنگاه، اداره، یک شهر و یک شهرستان و چه در سطح ملی همه بر یک کشتی سوار هستیم و اگر این کشتی آسیب ببیند، همه ما آسیب می بینیم. به عنوان مثال اگر بنگاهی موفق باشد همه ما در آن موفقیت سهیم هستیم و بهره ای از آن خواهیم برد و اگر آن بنگاه با شکستی مواجه شود، برای ما نیز شکستی خواهد بود. ضعف احساس هم سرنوشتی به ویژه در عرصه های عمومی و کارهای جمعی و غلبه منافع خصوصی بر منافع عمومی و جمعی، مساله ای است که منجر به مشارکت کمتر در برنامه های پیش بینی شده می شود تا موفقیت بیشتری در بنگاه یا سازمان داشته باشیم.

این سه عاملی که در این گفتار ارائه شد بیشتر از منظر فرهنگی به حرکت بهره وری در کشور، سازمان، اداره و بنگاه لطمه می زند و باید به این سمت حرکت کنیم که «فرهنگ سازمانی» در سطح سازمان، در سطح بنگاه و در سطح کشور اصلاح شده و اشکالات موجود از آن زدوده شود.