سلام
همه روز اول صبح
سكه مهر و محبت را
از قلك دل برداريم
و ببخشيم به اول نفري
كه به ما مي تابد
اولين عابر امروز
كه از كوچه ما مي گذرد
و صميمانه بگوييم:
"سلام"
از كتاب:پل
مجتبي كاشاني
كار
جبران خليل جبران
و آنگاه دهقاني پاي پيش نهاد و گفت:اكنون براي ما از كارسخن بگوي.
پيامبر گفت:
كار كردن همگام شدن است با زمين و آسمان.
و بيكار ماندن، بيگانه گشتن است با بهار و تابستان، و خزان و زمستان.
و باز ماندن است از قافله ي حيات، كه با غروري شكوهمند و تسليمس سر بلند به سوي ابديت پيش مي رود.
وقتي كار مي كني وجودت به ني لبكي مي ماند كه از مجراي آن نجواي زندگي به آهنگ بدل مي گردد.
آيا دوست مي داري وقتي همه آواز مي خوانند تو ني لبكي گنگ و خاموش باشي؟
پيوسته با تو گفته اند كه كار نفرين و لعنت است و تلاش، بلا و بدبختي است.
اما من با تو مي گويم وقتي كار مي كني، نقشي از برترين روياي زمين را كه در آغاز به نام تو نوشته اند جان مي بخشي.
دوستي با كار، به حقيقت عشق به زندگي است.
و عشق به زندگي در كار، دمساز شدن با اسرار حيات است.
اگر به هنگام كار زمين و زمان را ملامت مي كني و تولد را بلا و بدبختي و تحمل بار تن را لعن و نفرين مي خواني كه در ازل بر پيشاني تو نقش بسته است، من با تو مي گوويم كه اين نقش لعنت را جز با عرق جبين پاك نمي توان كرد.
همچنين با تو گفته اند كه زندگي ظلمت است و تو با ملامت كلام افسردگان را تكرار مي كني.
اما من با تو مي گويم زندگي به حقيقت ظلمت است مگر شوق و شور در ميان باشد، و شوق و شور كور و بي هدف است مگر دانش در ميان باشد؛
و دانش پوچ و بي حاصل است مگر كار در ميان باشد؛
و كار تهي و بي جان است مگر عشق در ميان باشد؛
و هنگامي كه با عشق كار مي كني، خد را با خود و با خلق و با خدا پيوند مي دهي.
و اكون با تو گويم كه كار با عشق چيست؟
كار با عشق آن است كه پارچه اي را با تار و پود قلب خويش ببافي بدين اميد كه معشوق تو آن را بر تن خواهد كرد.
كار با عشق آنست كه خانه اي را با خشت محبت بنا كني،
بدين اميد كه محبوب تو در آن زندگي خواهد كرد.
كار با عشق آنست كه دانه اي را با لطف و مهرباني بكاري و حاصل آن را با لذت درو كني
چنانكه گويي معشوق تو آن را تناول خواهد كرد.
و بالاخره كار با عشق آن است كه هر چيز را با نفس خويش جان دهي و بداني كه تمام پاكان و قديسان عالم در كار تو مي نگرد.
اغلب شنيده ام كه در ابهام نيم خواب مي گويي،
(آن كس كه نقشي را از خيال خويش بر سنگ مرمر تصوير مي كند از آن كس كه زمين را شخم مي زند، شريف تر است.
و آن كس كه رنگين كمان آسمان را مي ربايد تا چهره ي انساني را بر بوم نقاشي تصوير كند از آن كس كه براي ما پاي افزار چوبين مي سازد، با ارزش تر است.)
اما من نه در ابهام نيم خواب، بلكه در بيداري نيم روز با تو مي گويم كه باد در گوش بلوط هاي بلند همان قصه ي شيريني را حكايت مي كند كه با تيغه هاي ظريف و باريك علف مي گويد،
و تنها آن كس شريف و بزرگ است كه صداي باد را در ساز وجود خوش به آوازي دلپذير بدل كند.
كار، تجسم عشق است
كار، عشق مجسم است
اگر نمي تواني با عشق كار كني،
اگر جز با ملامت و بيزاري كاري از تو نمي آيد،
بهتر است كار خود را ترك كني و بر دروازه ي معبد بنشيني و صدقات كساني را كه باعشق كار مي كنند بپذيري
زيرا اگر بي عشق پخت كني؛
ناني تلخ از تنور به در خواهد آمد كه گرسنه را نيم سير گذارد
و اگر با كينه انگور بفشاري
زهري از آن كينه در شراب تو خواهد ريخت
و اگر با صداي فرشتگان آواز بخواني
و تو را به آن آواز عشق نباشد
گوش آدميان را آشفته مي كني
و آنان را از شنيدن آواي روز و نجواي شب محروم مي داري.
پيام هايي براي اهل كار
Ø كار، عشق قابل رويت است.
Ø تنها راه لذت بردن از كار، انجام آن با عشق و تمام توان است.
Ø اگر به نتيجه نينديشيم از كار و بازي بيشتر لذت مي بريم.
Ø ما براي رئيس مان كار نمي كنيم، براي خودمان كار مي كنيم.
Ø اين شاغل است كه به شغل، روح، اعتبار و منزلت مي بخشد.(مؤلف)
Ø ثروتمند شدن نتيجه ي انجام كار عاشقانه و پي گير است.
Ø وقتي با عشق و توان كار نمي كنيم كارفرما تنها مقداري پول از دست مي دهد اما ما جواني، عمر و انرژي و اعتماد به نفس خود را.
Ø براي به اوج رسيدن تنها استعداد كافي نيست.
Ø هيچ كاري غير ممكن نيست تنها اسباب زحمت است.
Ø تحليل با مغز، تصميم با عقل.(مؤلف)
Ø يا تغيير كن، يا بمير(پويا باش).
Ø به جاي تلاش بيهوده براي تغيير دنياي بزرگ، خود كوچك را تغييير دهيم.
Ø مهم نيست چه كاري انجام مي دهيم، اما مهم است كه چگونه انجام مي دهيم.
Ø تا چيز كهنه اي از دست ندهيم چيز تازه اي به دست نمي آوريم.
Ø استقامت و پشتكار از نبوغ مهم تر است.
Ø بكوشيم شغل ما بر شوق ما منطبق باشد.(مؤلف)
Ø خداوند ما را توانا آفريده است، حق نداريم متوسط باشيم.
Ø كسي كه در جامعه نظافت مي كند خيلي ارزشمند تر از كسي است كه آشغال مي ريزد.
Ø آدم هاي بزرگ را از رفتارهاي كوچكشان مي توان شناخت.
Ø غير ممكن، غير ممكن است.
Ø ما در رشته اي به كمال مي رسيم كه به آن عشق ورزيم.
Ø كسي كه زمان را نشناسد زمان او را مي بلعد.
Ø تخيل كليد تمام يادگيري ها و حل مسائل است.
Ø انديشه مانند چتر نجات است، تنها زماني مفيد است و نجات مي دهد كه باز شود.
Ø هر چيز كه در جستن آني، آني.
Ø اگر شغلتان را دوست نداريد هرگز موفق نمي شويد.
Ø اگر شغلتان را دوست نداريد يا شغلتان را عوض كنيد يا نگرشتان را.
Ø هر چه كمتر نيازمند تحسين باشيد بيشتر تحسين مي شويد.
Ø هيچ انسان نا سپاس خوشبختي وجود ندارد.
Ø دنبال كار باشيد پول دنبال شما خواهد بود.(مؤلف)
Ø جهان، تكبر و تنبلي را تنبيه مي كند.
Ø از لحظه اي سقوط مي كنيم كه تصور مي كنيم موفقيم.(موفق مي شويم).
Ø آزادي يعني انجام كاري كه آن را دوست داريد.
Ø شادي يعني دوست داشتن كاري كه آن را دوست داريد.
Ø عادت كنيد كه به هيچ چيز عادت نكنيد.
Ø هميشه بيشتر از حقوقتان كار كنيد،روزي مي رسد كه بيشتر از كارتان حقوق مي گيرد.
Ø جهان يك بازار بزرگ است هر مهارتي را كسب كنيد كسي در جايي پولش را مي پردازد.
Ø قوانين هستي براي كشاورز و چوپان و پزشك و رئيس جمهور يكسانند.
Ø تلاش + شكيبايي = نتيجه
Ø آنچه امروز درست است ممكن است فردا درست نباشد.
Ø آينده ادامه ي گذشته نيست.
Ø تنها مفهوم و اصل ثابت دنيا تغيير است.
Ø بيل گيتس به دنبال طراحي نرم افزار كامپيوتر بود و پول به دنبال او.
Ø هر كسي مي تواند در رشته اي در جهان قهرمان باشد.
Ø هر انساني منحصر به فرد است.
Ø تمام دريافت كنندگان جايزه نوبل به دنبال عشق و خدمت به بشريت بوده اند و هرگز به جايزه نوبل نيانديشيده اند.
Ø ثروت من پاداش خدمتي است كه به مردم كرده ام. ما به مردم اتومبيل تقديم مي كنيم و مردم به ما ثروت.(فورد)
Ø هر همكار با يك تحسين دو ماه سر حال است و خوب كار مي كند.
Ø ما وقتي شكست مي خوريم كه روحيه مان را از دست مي دهيم نه ثروتمان را.
Ø همواره دانش آموز يك كلاسي باشيد.
Ø آمادگي شكست را داشته باشيد.
Ø كوته فكران، درباره اشخاص، ميانه فكران، درباره حوادث و روشنفكران، درباره فكرها و انديشه ها گفتگو مي كنند.
Ø همان مقدار وقت در اختيار ماست كه در اختيار پاستور، حافظ، انيشتاين و ابن سينا ... بود.
Ø گاهي براي بردن بايد ببازيم.
Ø هدر دادن زندگي دو راه دارد: نيرويي كه به كار نمي بريم، عشقي كه ابراز نمي كنيم.
Ø ما اشتباه نمي كنيم، مي آموزيم.
Ø دنيا را كساني تغيير داده اند كه همرنگ جماعت نشده اند.
Ø هر مشكلي به اندازه ي افراد خلاقي كه با آن سر و كار دارند راه حل دارد.
Ø كارهاي بزرگ اول غير ممكن به نظر رسيده اند.
Ø هر كار بزرگي با يك قدم كوچك آغاز مي شود.
Ø به دنبال باز كردن مغزها باشيد نه پر كردن آنها.
Ø نبوغ فروغ مهر است نه افروزش هوش.
Ø موفقيت، شكست پشت و رو شده است.
Ø از پيشرفت آهسته مهراس از ركود بترس.
Ø بعضي از ما مثل چرخ دستي هستيم. تنها زماني كه به ما فشار بياورد مفيد واقع مي شود.
Ø برترين پاداش كار دشوار، مزديست كه دريافت ميكنند مهارتي است كه از ان مي آموزيم.
Ø ما نميتوانيم مسير باز را تغيير دهيم اما مي توانيم بادبان را در مسير آن تنظيم كنيم.
Ø در جهان هركار خوب وماندني ست / ردپاي عشق دراو ديدني ست .
نگرش طلايي نسبت به كار
Ø لذت بردن از كار
Ø احساس سر بلندي از انجام كار خوب
Ø انجام بهترين ماري كه مي توان دريك روز انجام داد
Ø كمك به حل دائمي مشكلات به تجربه وعلم ديگران
Ø تمايل به انجام هر تلاشي براي انجام دقيق ودرست هركار
Ø استقبال از هخركارجديد به عنوان يك مو قعيت رشد وپيشرفت
Ø مقدم شمردن اهداف سازمان وجامعه براهداف فردي
Ø تشويق همكاران به هم هدف و همسو شدن براي رسيدن به كيفيت
Ø تمايل به كار با ديگران صرفنظر از تعصبات شخصي
Ø ا ستقبال از هر كار جديد به عنوان يك موقعيت رشد وپيشرفت
Ø كارنه براي لقمه اي نان
Ø كار براي رشد –كمال –خود شكوفايي – رستگاري
Ø كار براي زندگي ، نه زندگي براي كار
Ø بيا از ابر دل شبنم بسازيم
Ø بيا از داغ دل مرهم بسازيم
Ø نكو گشتيم ،آدم را نديديم
Ø خدايي كن بيا آدم بسازيم
آدم سازي
Ø از هيچ كس قطع اميد نكنيد .
Ø هرروز آبستن معجزه است .
Ø به جاي اين كه وقتتان را صرف آموختن كلك هاي تجارت كنيد ، خود تجارت را بيا موزيد .
Ø كساني را كه دوست داريد با هداياي كوچك غيرمنتظره غافل گير كنيد .
Ø ااشتباهات خود را به گردن ديگران نياندازيد . مسئوليت تمام اعمال زندگي تان را به گردن بگيريد .
Ø به كيفيت متعهد ووفادار باشيد .
Ø قهرمان زندگي كسي باشيد .
Ø درسلام كردن پيشقدستي كنيد .
Ø گوش به زنگ مشكلات با شيد ، زير ماسك مشكلات بزرگ ،فرصت هاي بزرگ پنهان است.
Ø خوشي رابه تأخير نيندازيد.
Ø هميشه دانش آموز يك كلاسي باشيد .
Ø خود و ديگران را ببخشيد .
Ø با پرداخت عوارض بزرگراه اتومبيل پشت سري ، روز خوبي را براي او فراهم كنيد .
Ø براي كسي كه دوستش داريد گل بفرستيد ، بعد به دليلش فكر كنيد .
Ø وقتي شغل مورد علاقه تان را پيدا كرديد صرف نظر از حقوقش آن را بپذيرد. اگر آن را درست انجام دهيد، طولي نمي كشد كه ارزش واقعي حقوق شما بر شركت روشن خواهد شد.
Ø هر روز از سه نفر تعريف كنيد.
Ø دست كم سالي يك بار طلوع خورشيد را تماشا كنيد.
Ø به دنبال فرصت هايي باشيد تا احساس مهم بودن را در ديگران تقويت كنيد.
Ø پذيراي افكار نو باشيد.
Ø از گفت (نمي دانم(اصلاَ نترسيد.
Ø از گفتن(من اشتباه كردم)نترسيد.
Ø از(تقاضاي كمك)نترسيد.
Ø از گفتن(ببخشيد)نترسيد.
Ø خوب گوش بدهيد، زيرا فرصت ها گاهي به آرامي در مي زنند.
Ø ليست 25 چيز را كه دوست داريد قبل از مرگ تجربه كنيد، تهيه كنيد. آن را در جيبتان بگذاريد و مرتب آن را مرور كنيد.
Ø با هر شخصي كه برخورد مي كنيد چيزي مي داند كه شما نمي دانيد، آن را فرا بگيريد.
Ø كتابي را به ديگران قرض دهيد كه ديدن مجدد آن برايتان مهم نيست.
Ø به هنگام حضور در يك جلسه،صندلي جلو تر را انتخاب كنيد.
Ø اولويت هاي زندگي تان را تعيين كنيد. هيچ كس در بستر مرگ نگفته است كاش وقت بيشتري را در اداره صرف كرده بودم.
Ø صرف نظر از اين كه كسي نيامده، جلسه را سر وقت شروع كنيد.
Ø عادت كنيد در خفا براي مردم كار خير انجام دهيد.
Ø نگذاريد كه اموالتان مالك شما شوند.
Ø مشتاق موفقيت ديگران باشيد.
Ø هرگز با ماموران پليس بحث نكنيد و حتما آنها را(جناب.....)خطاب كنيد.
Ø تا كاري تمام نشده مزدش را پرداخت نكنيد.
Ø وقت زيادي صرف اين كه حق با كي است نكنيد و بيشتر وقت صرف اين كنيد كه: حق چيست.
Ø در جمع و در حضور ديگران تشويق كنيد.
Ø پنهاني و خصوصي تنبيه كنيد.
Ø هرگز به كسي نگوييد كه(خسته و افسرده به نظر مي آيد).
Ø وقتي عصباني هستيد تصميم نگيريد.
Ø تشنه كنجكاوي باشيد زياد بگوييد و بپرسيد(چرا).
Ø افراد را با موجودي دلشان ارزيابي كنيد نه با موجودي بانك آنها.
Ø فرصت اظهار علاقه به ديگران را از دست ندهيد.
Ø گاهي هم آمادهي شكست باشيد.
Ø يادتان نرود كه بزرگترين نياز عاطفي هر انسان اين است كه احساس كند قدر او را مي دانند.
Ø با مشتري خود با ذوق و شوق برخورد كنيد.
Ø لطيف و نرم و آرام باشيد مگر در موارد نادر زندگي و يا مرگ. هيچ چيز آنقدر كه ابتدا نشان مي دهد مهم نيست.
Ø مشتاق ترين و مثبت ترين فردي باشيد كه مي شناسيد.
Ø هر روز در جستجوي راه هاي كوچكي براي بهبود انجام كارتان باشيد.
Ø كاري را انتخاب كنيد كه با ارزش هاي شما هماهنگي دارد.
Ø يادتان باشد كه هشتاد درصد موفقيت در هر شغلي بستگي به توانايي شما در نحوه ي برخورد با مردم دارد.
Ø وقت شناس باشيد و به ديگران نيز آنرا تاكيد كنيد.
Ø يادتان باشد برندگان كاري را انجام مي دهند كه بازندگان نمي خواهند آن را انجام دهند.
Ø وقتي صبح وارد محل كارتان مي شويد بگذاريد با اولين حرف شما روز همه روشن شود.
Ø به آرامش و امنيت وضع موجود نچسبيد، به موقعيت و فرصت هاي تازه فكر كنيد. يك قايق در ساحل امن است اما به هر حال زمان، كف آنرا فرسوده و سوراخ مي كند.
Ø به همه سياستمداران مظنون باشيد.
Ø مهربان تر از حد لازم باشيد.
Ø براي امور مادي دعا نكنيد، از خدا درايت و شهامت بخواهيد.
Ø سخت انديشه اما دل نازك باشيد.
Ø به جاي استفاده از كلمه(مشكل و مسئله) سعي كنيد از كلمه(فرصت)استفاده كنيد.
Ø به افراد فرصت دوباره اي بدهيد اما فرصت سه باره خير.
Ø وقتي با بچه ها بازي مي كنيد بگذاريد ببرند.
Ø هرگز گمان نكنيد كه هميشه قيمت بيشتر يعني كيفيت برتر.
Ø هرگز قدرت عشق را دست كم نگيريد.
Ø هرگز قدرت گذشت را دست كم نگيريد.
Ø افراد باهوش تر از خودتان را استخدام كنيد.
Ø هرگز قدرت تغيير در خود را دست كم نگيريد.
Ø يادتان باشد موفقيت يك شبه معمولا پانزده سال طول مي كشد.
Ø به وقت ديگران احترام بگذاريد. اگر بيش از ده دقيقه در يك قرار تاخير داريد حتما با تلفن اطلاع دهيد.
Ø حتي وقتي كه شاد نيستيد خودتان را شاد جلوه دهيد.
Ø از خودتان شور و شوق نشان دهيد حتي وقتي اين احساس را نداريد.
Ø زود به سر كار بياييد و ديرتر از آخر وقت كار را ترك كنيد.
Ø چيزهاي بهتر از آنچه كه به دست شما رسيده به جا بگذاريد.
Ø ساعت مچي خود را پنج دقيقه جلو نگهداريد.
Ø يك زبان خارجي ياد بگيريد.
Ø بپذيريد كه درد و ناراحتي هم بخشي از زندگي است.
Ø در قرض دادن پول به دوستان احتياط كنيد. ممكن است هر دو را از دست بدهيد.
Ø فرصت ها را غنيمت بشماريد تا به كارمندان خوبتان بگوييد كه چقدر براي شركت با ارزشند.
Ø ميزان موفقيت خود را با ميزان آرامش، سلامتي و عشقي كه برايتان مي آورد محك بزنيد.
Ø مشكلات را اينگونه ببينيد كه فرصت هايي است براي رشد و خود سازي.
Ø يادتان باشد كه هر معامله اي تا چك آن پرداخت نشده باشد پايان نيافته است.
انديشه هاي كار آفرينان
انديشه ها و فلسفه هاي ماتسوشيتا بنيانگذار شركت پاناسونيك
|
(شيوه ي مديريت هر كس برخاسته از فلسفه و تفكر اوست.)
(تصميم درست برآيند فلسفه اي درست و استوار است.)
(احساس مسئوليت نسبت به جامعه، هسته ي اصلي داد و ستد را تشكيل مي دهد.)
(ماتسوشيتا الكتريك پيش از آنكه لوازم برقي بسازد، آدم مي سازد.)
(ماموريت ماتسوشيتا الكتريك توليد پايان ناپذيري از فرآورده ها است تا از راه آن صلح و نيك فرجامي را در سراسر جهان برقرار سازد.)
كونوسوكي ماتسوشيتا |
ارزش هاي مشترك مديريت و كاركنان
در همه واحدهاي توليدي و خدماتي ماتسوشيتا
|
1-روحيه ي خدمت در صنعت 2-روحيه ي انصاف و مروت
3-روحيه ي همنوازي و ياري 4-روحيه ي كوشيدن براي پيشرفت
5-روحيه ي ادب و فروتني 6-روحيه ي همسازي با قوانين طبيعي
7-روحيه ي سپاس و حق شناسي |
پيام هاي برگزيده از كتاب هاي مختلف ماتسوشيتا
بياموزيد مردم چه مي خواهند و بر پايه ي آن رفتار كنيد.
فلسفه شركت بايد در دل و جان هر كارمندي چنان جاي گيرد تا جزيي و بخشي از خون تن وي شود.
بيش از توجه به نقاط ضعف و كاستي مردم، بر ويژگي هاي برجسته و نيرومند آنان تاكيد مي ورزم.
هفتاد درصد توجه مدير بايد متوجه نكات مثبت و تنها سي درصد متوجه نكات منفي افراد باشد.
شخص اول و صاحب كارگاه بايد براي ديگران نمونه باشد.
مدير شايسته و توانا كسي است كه اجازه ي آن مي دهد تا زير دستانش كار را تا جايي كه در قالب نتيجه ي نهايي است بر پايه ي تشخيص خود انجام دهند.
يك صاحب صنعت وقتي خبرهاي خوش براي مردم دارد كاملا منطقي است كه درباره ي فرآورده هاي خود به آگهي بازرگاني دست بزند.
كالاي فروشگاه شما هم مانند دختري است كه به شوهر رفته است، آن را از ياد مبريد.
مشتري در مرتبه نخست است.
فرمان دادن و فرمان بردن كار را به اتمام نمي رساند همكاري و همفكري است كه شگرد راستين مديريت كامياب محسوب مي شود.
هنرمندان، دانشمندان، روحانيون و كارشناسان حرفه اي در شمار خوشبخت ترين مردمانند، اما كارمندان عادي شركت ها و كارگران كارخانه ها نيز بايد توانا باشند تا كار خود را شادي بخش و پر معني سازند.
توصيه هايي براي
مديريت موفق آرمان ها، بر مبناي فلسفه
|
- داشتن فلسفه، آرمان و رسالت در زندگي
- داشتن هدف در چارچوب رسالت
- تمركز بر هدف در تمام امور زندگي
- رعايت اصل(ان): توجه به (ايمان)، (ايران)، (انسان)
- داشتن لنگرگاه اعتقادي
- خوش بيني و مثبت انديشي
- اميدواري(توكل به خدا)
- تعادل و موازنه بين امور
- مشاركت دادن همراهان(خانواده و همكاران) در امور
- مشورت كردن
- با تمام انرژي و وجود كار كردن
- يار موافق پيدا كردن
- كار فرهنگي كردن
- صداقت و درستي(رعايت اصل(ص)، صداقت، صميميت، صبوري، صراحت، صلابت)
- به همه اعتماد كردن
- به اعتماد مردم احترام گذاشتن
- تطبيق حرف و عمل
- رشد هميشگي خود و همراهان
- همه را شايسته و لايق و تواناي انجام كار ديدن
- واگذار كردن كار به ديگران
- پي گيري مستمر
- جدي بودن
- پويا و زنده نگهداشتن امور با افكار خلاق
- با هر كسي مطابق نياز و شان و ظرفيت او رفتار كردن
- تشويق كردن و همه را به نحوي به هيجان آوردن
- گزارش دادن و مطلع كردن
- رويا پردازي- پرواز خيال و انديشه
- به پارازيت ها بي اعتنا بودن و از مسير پيام ها و شايعات منفي دور ماندن
- سعه ي صدر داشتن(دريادلي) |
توصيه هايي براي
مشتري مداري و خدمات از سوي ماتسوشيتا
|
خدمت
- خدمت، بخش جداناپذير از هر كسب و كاري است.
- كسب و كاري كه خدمات عرضه نمي كند اصلا كسب و كار نيست.
- از اينرو خدمات وظيفه و تعهد هر انسان شاغل در هر سازمان است.
- اما متاسفانه هيچ چيز بد تر از اين نيست كه كسي خدمتي از سر اجبار ارائه كند، مشتري حتما آنرا حس خواهد كرد.
- معناي خدمت خشنود كردن مشتري است. وقتي ما مشتري را راضي مي كنيم، در نتيجه خود نيز خشنود مي شويم. مشتري راضي و كارمند راضي. اين آن چيزي است كه خدمت واقعي را تشكيل مي دهد.
كونوسوكي ماتسوشيتا |
اصول برخورد با اولويت با مشتري
|
قوانيني كه به هنگام مواجهه با مشتري بايد به خاطر بسپاريد:
1. مشتري بر همه چيز مقدم است.
2. از مشتري محترمانه و صميمانه استقبال كنيد. |