
سیوسومین نشست از سلسله نشستهای «عصرانه بهرهوری» با موضوع حیاتی «تحلیل اثرات النینو بر مدیریت آبخیزها و سیلابها» در روز سهشنبه ۲۳ تیرماه برگزار شد. در این نشست که به دبیر علمی جناب آقای دکتر ابراهیمیپاک برگزار گردید، جمعی از مدیران و کارشناسان ارشد این حوزه از جمله جناب آقای دکتر حسن وحید (معاون سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور)، جناب آقای دکتر مسعود گودرزی (عضو هیئت علمی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری) و جناب آقای دکتر پرویز رضازاده (مشاور رئیس سازمان هواشناسی کل کشور) به تحلیل ابعاد مختلف پدیده النینو و اثرات آن بر منابع آب و خاک کشور پرداختند.
در ادامه، توصیف تحلیلی مباحث مطرحشده و راهکارهای راهبردی ارائهشده در این نشست تخصصی ارائه میشود:
تحلیل الگوهای جوی و پیشبینی فصلی (دکتر رضازاده)
در این نشست ابتدا دکتر رضازاده درباره الگوهای جوی پیشرو، تصویری تفصیلی از تعامل پیچیده اقیانوسها و اتمسفر زمین ارائه میدهد که مستقیماً آینده اقلیمی ایران را در ماههای آینده ترسیم میکند. بخش عمده این تحلیل بر محور پدیده «دورپیوندها» استوار است؛ ویژگیهای فیزیکی و دینامیکی اقیانوسها که تغییرات دمایی یا جریانات آنها در نقطهای دورافتاده از جهان، زنجیرهای از واکنشهای جوی را آغاز کرده و پیامدهای اقلیمی ملموسی در مناطق بسیار دوردست، از جمله ایران، به جا میگذارد. در این میان، پیشبینیهای فصلی به دلیل تعدد و تنوع مؤلفههای تأثیرگذار، با چالشها و پیچیدگیهای بسیاری همراهاند؛ به طوری که هرچه افق زمانی پیشبینی دورتر میشود، پایداری و دقت آن کاهش مییابد و از همین رو، مراکز علمی معتبر جهان همواره نتایج خود را بر اساس احتمالات ارائه میدهند و نه به عنوان پیشگوییهای قطعی و صددرصدی.
نقطه عطف الگوهای جوی در سال جاری، شکلگیری یک «سوپر النینو» بیسابقه در بخش استوایی اقیانوس آرام است. سنجشهای دمایی نشان میدهند که دمای آب در این منطقه کلیدی بین ۳ تا ۳.۵ درجه سلسیوس بالاتر از حد نرمال قرار گرفته که این میزان ناهنجاری حرارتی در تاریخ ثبت دادههای اقلیمی بسیار کمنظیر است. اهمیت این پدیده زمانی دوچندان میشود که دریابیم امسال اقیانوس آرام در انزوا عمل نمیکند؛ بلکه شدت فوقالعاده این ناهنجاری باعث شده است دهها دورپیوند و شاخص جوی دیگر اقیانوسهای جهان—که در سالهای معمولی ساز مخالف میزنند و اثر یکدیگر را خنثی میکنند—با یکدیگر همراستا شوند. همگرایی شاخصهای مهمی نظیر نوسان شبه دوسالانه (QBO)، نوسان مادن-جولیان (MJO) و وضعیت مناسب و خنثی دوقطبی اقیانوس هند (IOD)، شرایطی یکپارچه را پدید آورده که سبب شده تقریباً تمامی مدلهای شبیهسازی جهانی با یکدیگر همصدا شوند و تصویری بسیار قوی از جریانات پیشرو ارائه دهند.
برآیند این همگرایی بیسابقه، پیشبینی یک پاییز استثنایی و پربارش برای ماههای مهر، آبان و آذر در سراسر ایران است. انتظار میرود میزان بارندگیها در پاییز امسال بین ۳۰ تا ۴۰ درصد فراتر از حد نرمال سالانه باشد. این بارشها به طور ویژه خود را در پهنه مرتفع رشتهکوه زاگرس نشان خواهند داد؛ چرا که این دیواره کوهستانی مرتفع، مانند یک سد طبیعی سیستمهای جوی مرطوب غربی را درگیر کرده و رطوبت آنها را به طور کامل جذب میکند. از این رو، استانهای واقع در این پهنه مانند خوزستان، فارس، بوشهر، کردستان و کرمانشاه شاهد افزایش ملموس و چشمگیر حجم آبهای جاری خواهند بود. به عنوان مثال، افزایش چهل درصدی بارندگی در منطقهای پرباران مانند کوهرنگ به معنای ریزش صدها میلیمتر باران اضافی است که تفاوتی عظیم با مناطق کمباران فلات مرکزی دارد. دامنههای جنوبی البرز نیز از این همبستگی مثبت برای افزایش بارندگی بهرهمند خواهند شد، اما سواحل دریای خزر در دامنه شمالی به دلیل شرایط جغرافیایی و محلی خاص خود، رفتاری کاملاً متمایز خواهند داشت که نباید با الگوهای کلی کشور یکسان فرض شود.
با وجود این چشمانداز پرباران، ویژگی فیزیکی بارشهای پاییزی به گونهای است که خطر وقوع سیلابهای ویرانگر مشابه فصل بهار را به شدت کاهش میدهد. بارشهای پاییزی عمدتاً از نوع سیستمهای مداوم، آرام و طولانیمدت (به مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت) هستند که زمین فرصت کافی برای جذب آنها را دارد، برخلاف بارانهای رگباری، تند و کوتاهمدت بهاری که ناگهان جاری میشوند. از طرف دیگر، در فصل پاییز هنوز ذخیره برفی قابلتوجهی بر روی قلهها وجود ندارد تا بارش باران گرم باعث ذوب ناگهانی برفها و تشدید طغیان رودخانهها شود.
در نهایت، این دوره پرباران ماندگار نخواهد بود و پیشبینیها از یک وقفه (Break) جدی در آغاز زمستان خبر میدهند. بر اساس چرخههای طبیعی و تجارب تاریخی، جو زمین همواره به صورت موجی رفتار میکند و سابقه ندارد که کشور شش ماه متوالی بارندگی بالای حد نرمال داشته باشد. در نتیجه، انتظار میرود این موج بارشی نیرومند تا پایان آذرماه ادامه یابد، اما با ورود به بهمنماه، جریانات جوی با افتی محسوس روبهرو شده و میزان بارندگیها به زیر حد نرمال کاهش پیدا کند که این نوسان شدید باید در برنامهریزیهای کلان بخش کشاورزی و مدیریت منابع آب کشور به طور جدی لحاظ شود.
بحرانهای اقلیمی، تغییر رفتار بارشها و چالشهای مدیریتی (دکتر گودرزی)
دکتر گودرزی در این نشست، ابعاد تازهای از بحرانهای اقلیمی ایران را با تمرکز بر پیامدهای دما، تغییر رفتار بارشها و چالشهای مدیریتی در بخش کشاورزی به تصویر میکشد. او ضمن تأیید مباحث پایهای مرتبط با پدیده انسو و نوسانات النینو و لانینیا، توجه حاضران را به تأثیرات عمیق این پدیدهها بر خاورمیانه و ایران جلب میکند. به باور او، ناهنجاریهای دمایی ناشی از این جریانها نقشی حیاتی در اقلیم ایران دارند؛ زیرا افزایش دما مستقیماً میزان تبخیر و تعرق را بالا برده و در نتیجه نیاز آبی و مصرف آب را در بخش کشاورزی بهشدت افزایش میدهد. او با اشاره به کتیبههای کهن، یادآور میشود که خشکسالی همواره با تاریخ ایران عجین بوده است، اما امروزه این معضل با مداخلات غیراصولی بشر در طبیعت و تغییرات اقلیمی ناشی از آن، ابعادی بهمراتب شدیدتر، طولانیتر و مخربتر به خود گرفته است.
یکی از کلیدیترین بخشهای تحلیل دکتر گودرزی، پدیده «شیفت زمانی و مکانی» در الگوهای اقلیمی کشور است. بر اساس این پدیده، حتی اگر میزان کل بارندگی سالانه کشور در حد نرمال باقی بماند، زمان و مکان وقوع بارشها دچار جابجایی شده است. این تغییر ساختاری سبب میشود در فصل نیاز زراعی بارانی نبارد و برعکس، در زمان بینیازی شاهد بارندگی باشیم. علاوه بر این، آمارهای ثبتشده نشان میدهند که میانگین دمای کشور در هر دهه نیم درجه سانتیگراد افزایش یافته و این روند تصاعدی در حال حاضر به نرخ ششدهم تا هفتدهم درجه در هر دهه نزدیک میشود. پیامد مستقیم این گرمایش، کاهش سهم بارشهای برفی و تبدیل آن به باران است که یک بحران هیدرولوژیکی عمیق برای ذخیرهسازی آب و تغذیه سفرههای زیرزمینی ایجاد میکند. بررسی شاخصهای حدی در منطقه غرب کشور نیز تأیید میکند که ایران بهطور همزمان با دو تهدید متضاد مواجه است: از یک سو تعداد روزهای بارشی سنگین و ناگهانی که زنگ خطر سیلابهای ویرانگر را به صدا درمیآورد افزایش یافته و از سوی دیگر، طول مدت موجهای گرمایی و کاهش روزهای یخبندان زمستانه، زمینه را برای طغیان بیسابقه آفتهای نباتی و به خطر افتادن معیشت روستاییان فراهم ساخته است.
بخش دیگری از سخنان او به نقد جدی ساختار مدیریت بحران و عدم توجه به مفهوم «تابآوری معیشتی» اختصاص دارد. او با ذکر نمونههای واقعی توضیح میدهد که جبران خسارتهای ناچیز دولتی پس از وقوع سیل یا خشکسالی، هرگز کشاورزان آسیبدیده را به شرایط اقتصادی پیش از بحران بازنمیگرداند و به فقر زارعان دامن میزند. وی همچنین تأکید میکند که نباید تمام فجایع زیستمحیطی—نظیر خشک شدن دریاچه ارومیه—را صرفاً به تغییر اقلیم نسبت داد، چرا که سوءمدیریت، استفاده از الگوهای کشت نامناسب و برداشت بیرویه از منابع آبی سهم بسیار عمدهای در بروز این بحرانها دارند. از نگاه او، انفعال دستگاههای اجرایی و غیبت تصمیمگیران در محافل علمی، مانع اصلی تبدیل پژوهشهای دانشگاهی به سیاستهای اجرایی در کشور است.
در نهایت، دکتر گودرزی راهکارهای عملیاتی و راهبردی مشخصی را برای گذر از مدیریت انفعالی بحران به سمت «سازگاری با تغییر اقلیم» پیشنهاد میدهد. نخستین گام، تغییر اساسی در تقویم زراعی و تاریخ کشت محصولات است، زیرا الگوهای دهههای گذشته دیگر با رژیم جدید بارشها همخوانی ندارند. دومین پیشنهاد، تنوعبخشی به محصولات و جایگزینی کشتهای پرمصرف مانند گندم با محصولات کمآببر و مقاومی نظیر «تریتیکاله» و گیاهان دارویی است؛ تجربهای که کشورهایی مانند هند بهخوبی آن را پشت سر گذاشتهاند. وی همچنین بر ضرورت پایش دقیق سهم بارش برف و بهرهگیری از پتانسیلهای بارشی جدید در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان تأکید میکند. پیشنهاد کلیدی او به انجمن بهرهوری، تشکیل یک کنسرسیوم علمی برای "بهروزرسانی الگوی زمانی بارندگی در کل کشور" است؛ سندی حیاتی که بدون تدوین آن، هرگونه برنامهریزی برای سند الگوی کشت کشور بیفایده و غیرعلمی خواهد بود. در این مسیر، توسعه بیمههای نوین کشاورزی و ممانعت از تصمیمگیریهای انفرادی و خارج از توان اکولوژیک مناطق، ابزارهای ضروری برای تابآوری در برابر این دگرگونیهای ناگزیر اقلیمی هستند.
رویکرد سیستمی و اقدامات سازمان منابع طبیعی (دکتر نوری)
دکتر نوری، ضلع سوم تحلیلهای اقلیمی این نشست را با تمرکز بر «رویکرد سیستمی، مدیریت ریسک کربن و اقدامات بیومکانیکی سازمان منابع طبیعی» تکمیل میکند. او با پیوند دادن مفاهیم کلان بینالمللی به چالشهای روی زمین در ایران، نقشه راهی کاربردی برای مواجهه با پدیده سوپر النینو در بستر تغییرات اقلیمی ارائه میدهد. خلاصه تفصیلی و توصیفی بیانات ایشان در ادامه تبیین شده است:
۱. مدیریت یکپارچه مخازن کربن؛ فراتر از کاهش گازهای گلخانهای
دکتر نوری بر این باور است که هرگونه اقدام مؤثر در حوزه تغییر اقلیم نباید صرفاً به کاهش انتشار گازهای گلخانهای محدود شود. جوهره اصلی دانش نوین اقلیمی، مدیریت هوشمندانه و یکپارچه شش مخزن اصلی کربن (شامل کربن سبز، آبی، آلی، سیاه و زمینشناختی) است. در این میان، سه مخزن اول به عنوان جاذب دیاکسید کربن نقشی حیاتی دارند. از آنجا که سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری متولی ۸۴ درصد از عرصههای ملی کشور است، رسالت اصلی خود را تبدیل این یافتههای علمی به اقدامات عملی مشارکتی برای صیانت و مدیریت این مخازن کربنی میداند.
۲. چالش سوپر النینو در بستر گرمایش جهانی و تغییرات پیشبینیناپذیر
بر خلاف تصور سادهانگارانهای که النینو را صرفاً مترادف با افزایش بارش در کل کشور میداند، دکتر نوری هشدار میدهد که وقوع این پدیده در بستر گرمای شدید زمین (تغییر اقلیم)، معادلات را به شدت پیچیده و پیشبینیپذیر بودن الگوها را دشوار کرده است. مقایسه ابر النینوی سالهای گذشته نشان میدهد که النینوهای جدید در اتمسفری به مراتب گرمتر رخ میدهند که پیامد آن تغییر کامل در مسیر طوفانها، الگوهای خشکسالی، طغیان آفتها و نوسان شدید در تقاضای آب و برق است. از منظر جغرافیایی، در حالی که بخشهایی از زاگرس احتمالاً ترسالی شدیدی را تجربه میکنند، مناطقی در شمالغرب و جنوبشرق ممکن است با خشکسالی مواجه شوند و شرایط سواحل شمالی نیز به دلیل برهمکنش جریانات محلی و پرفشار سیبری بسیار مبهم و پیچیده خواهد بود.
۳. مخاطرات ژئومورفولوژیک پاییز؛ از زمینلغزش تا فرسایش خندقی
یکی از نکات کلیدی این تحلیل، تمایز میان رفتار بارشهای پاییزی و بهاری است. اگرچه بارانهای مداوم، ملایم و غیرهمرفتی (پوششی) پاییز خطر سیلابهای مخرب را کاهش میدهند، اما به شدت پتانسیل ایجاد آبگرفتگیهای وسیع را دارند. این حجم از رطوبت مداوم، خطر وقوع زمینلغزشها (رانش زمین) را در دامنههای البرز جنوبی، ارتفاعات کرمانشاه (زاگرس) و جنگلهای استان گلستان به شدت افزایش میدهد. همچنین، این بارشها میتوانند به تشدید فرسایشهای خندقی (گالیها) در مناطق حساسی مانند دشتیاری سیستان و بلوچستان منجر شوند.
۴. تفکر سیستمی و تفاوت کاهش ریسک با مدیریت ریسک
وی با تکیه بر فرمول ارزیابی ریسک (حاصلضرب مخاطره، در معرض قرارگیری و آسیبپذیری، تقسیم بر ظرفیت تابآوری)، بر ضرورت جابجایی تمرکز از «کاهش ریسک» به «مدیریت ریسک» تاکید میکند. مدیریت ریسک به دنبال چگونگی عملیاتی کردن برنامههاست. در تفکر سیستمی، گرههای مختلف بحران (سیل، خشکسالی، فرسایش خاک) به هم متصل هستند؛ بنابراین، بارشهای خوب پاییز نباید سبب فراموشی بحران آبهای زیرزمینی و خشکسالی هیدرولوژیکی شود. مدیریت جامع حوزههای آبخیز—و نه مدیریت مجزای بخشها—تنها ظرفی است که میتواند تابآوری کشور را در برابر این نوسانات تضمین کند.
۵. اقدامات بیومکانیکی، مشارکت مردمی و بودجههای اجرایی
دکتر نوری از چرخش استراتژیک سازمان از اقدامات صرفاً سازهای به سمت اقدامات بیومکانیکی و بیولوژیکی خبر میدهد. او به عنوان نمونه، به طرحهای احداث سامانههای سطوح آبگیر باران (فارو) در زاگرس اشاره میکند که تأثیر معجزهآسایی در کاهش بیماری خشکیدگی بلوط داشتهاند. در همین راستا، بودجه این بخش با حمایتهای انجامشده از ۴۰ میلیارد تومان به ۶۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته است.
سازمان هماکنون با داشتن ۱۷ میلیون هکتار عرصه مطالعهشده آماده اجرا (ملی، استانی و محرومیتزدایی)، پتانسیل عظیمی دارد که به دلیل تنگناهای اعتباری و عدم توسعه کامل ساختارهای مشارکت مردمی، تا کنون تنها ۲۶ درصد از عرصههای هدف را تحت پوشش آبخیزداری قرار داده است. با این حال، اقداماتی نظیر احیای ۱۰ هزار قنات و طرحهای جنگلداری اجتماعی با محوریت جوامع محلی در حال پیگیری است.
۶. مگاپروژههای ابلاغی و پیشنهادهای ساختاری برای آینده
با توجه به پیشبینیهای النینو، سازمان منابع طبیعی اقدامات زیر را به عنوان اولویتهای فوری و راهبردی در دستور کار قرار داده است:
ابلاغ مگاپروژههای پخش سیلاب: به دلیل تضاد بارندگی در بالادست و کانونهای گرد و غبار در پاییندشتها، به تمام استانها ابلاغ شده تا حداقل یک مگاپروژه پخش سیلاب را برای تغذیه سفرهها و مهار گرد و غبار اولویتدهی کنند.
تهیه نقشههای هوشمند خطرپذیری: نقشههای حساسیت به مخاطرات محیطی (فرسایش، فرونشست و لغزش) آماده شده است، اما اثربخشی آنها نیازمند اتصال برخط دادههای سازمان به ساختار هواشناسی برای صدور هشدارهای یکپارچه است.
تدوین شاخصهای بومی پایش سلامت آبخیز: با همکاری دکتر گودرزی، ۳۰۰۰ شاخص جهانی به ۱۵ شاخص بومیسازی شده بر اساس مدل PSR (فشار-حالت-پاسخ) تقلیل یافته است تا اثربخشی اقدامات سنجیده شود.
ضرورت سامانههای هشدار سریع: دکتر نوری در پایان بر خلاء بزرگ سامانههای هوشمند هشدار سریع مبتنی بر هوش مصنوعی تأکید میکند؛ ابزارهای سادهای که میتوانند با پیشبینی رانشها و انسدادهای جادهای و اطلاعرسانی به موقع به مسافران، جلوی فجایع بزرگ انسانی را بگیرند.
جمعبندی
برآیند دیدگاههای کارشناسی در این نشست نشان میدهد که برای عبور از بحرانهای پیشرو، کشور نیازمند یک چرخش ساختاری از «مدیریت منفعلانه بحران» به سمت «سازگاری فعال با تغییر اقلیم» است. این مهم تنها زمانی محقق میشود که اصول زیر به عنوان ارکان تصمیمگیری در اسناد اجرایی و بودجهای کشور قرار گیرند:
۱. بهروزرسانی فوری الگوی بارندگی کشور: از آنجا که رژیم بارشی دهههای گذشته کشور کاملاً دگرگون شده است، تدوین هرگونه سند الگوی کشت بدون بازنگری در تقویم زراعی و الگوهای نوین بارندگی، غیرعلمی و بیفایده خواهد بود. ۲. تغییر پارادایم به سمت حسابداری آب و کربن: پروژههای عمرانی و مداخله در طبیعت باید بر اساس ارزش هیدرولوژیکی واقعی آب و پتانسیل جذب کربن خاک ارزیابی شده و با اسناد بالادستی و تعهدات بینالمللی همراستا شوند. ۳. پذیرش ریسک هماهنگ در مدیریت مخازن سدها: متولیان آب و برق باید با پذیرش یک ریسک منطقی بر اساس پیشبینیهای احتمالی، بخشی از ظرفیت سدها را در تابستان برای تولید انرژی آزاد کنند تا فضای خالی کافی برای کنترل جریانهای سیلآسای پاییزی فراهم شود. ۴. توسعه مدیریت جامع و مشارکتی حوزههای آبخیز: تکیه بر ساختارهای سنتی و بودجههای دولتی کافی نیست؛ نجات دشتها و کنترل کانونهای گرد و غبار نیازمند بومیسازی شیوههای آبخیزداری، احیای قنوات و پای کار آوردن ذینفعان محلی از طریق صندوقهای خرد است. ۵. استقرار سامانههای هوشمند هشدار سریع: بهرهگیری از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی برای پیشبینی دقیق رانش زمین، سیلاب و انسداد راهها میتواند با یک اطلاعرسانی ساده، از بروز فجایع انسانی و مادی بزرگی در کشور جلوگیری کند.











